هر صبح که برق را روشن میکنید، هر بار که کولر را روشن میکنید، هر لامپی که فراموش میکنید خاموش کنید، شما در حال پرداخت یک حساب نامرئی هستید. این حساب، حساب انرژی است. حساب برق، حساب آب، گاز، تهویه و حتی زمانی که میگذرد تا تجهیزات بیهدف کار کنند. در دنیای امروز، انرژی تنها یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه ستون فقرات اقتصاد، محیط زیست و امنیت ملی است.
در ایران، هر سال بیش از میلیاردها دلار از بودجه کشور صرف تامین و تولید برق و گاز میشود. رقمی که چند برابر بودجه آموزش و پرورش است. اما نگاهی به ساختمانهای ما بیندازید: بیش از ۶۰٪ این انرژی، به دلیل عدم بهینهسازی، بیهدف و بیفایده تلف میشود.
اینجا است که مدیریت انرژی (Energy Management System – EMS) وارد صحنه میشود. نه یک ابزار جدید، نه یک دستگاه فنی ساده، بلکه یک چرخه هوشمند از تفکر، تکنولوژی و عملگرایی که به شما کمک میکند نه فقط مصرف برق را کاهش دهید، بلکه روش تفکر خود را نسبت به انرژی تغییر دهید. این مقاله، بررسی میکند که مدیریت انرژی یا EMS چیست؛ از تعریف سادهای که یک خانواده میتواند درک کند، تا پیچیدگیهای الگوریتمهای هوش مصنوعی که یک ساختمان را به یک موجود زنده تبدیل میکند.
سیستم مدیریت انرژی یا EMS چیست؟
فرض کنید خانهتان یک ماشین است. هر روز بنزین مصرف میکند، هر بار که سوییچ این ماشین را میچرخانید، موتور روشن میشود. اما یک راننده ناشی، مدام ترمز میکند، سرعت را بالا میبرد و حتی وقتی خانه است، موتور را خاموش نمیکند. نتیجه؟ هر هفته بیش از حد نیاز بنزین میخورد. این دقیقا همان وضعیتی است که اکثر خانههای ما دارند. مدیریت انرژی (EMS) مثل یک راننده هوشمند است که نه فقط میداند کجا ترمز کند، بلکه قبل از رسیدن به سیگنال قرمز، آهسته ترمز میکند، با توجه به ترافیک، مسیر را تغییر میدهد و حتی وقتی خانه است، موتور را خاموش میکند. این راننده هر روز ۲۰٪ بنزین صرفهجویی میکند.
برای یک خانواده، EMS یعنی وقتی باران میبارد، پنجرهها خودشان بسته میشوند. وقتی هیچ کس در اتاق نیست، لامپها خاموش میشوند. وقتی برق ارزانتر است، باتری خانگی شارژ میشود. وقتی دمای بیرون ۳۵ درجه است، کولر خودش ۲۴ درجه تنظیم میکند. این همه، بدون اینکه شما چیزی بگویید. فقط با یک برنامه هوشمند.
اما از دیدگاه فنی، EMS چیزی فراتر از یک برنامه است. این یک سیستم کنترلی چندلایه است که بر اساس استانداردهای بینالمللی مانند ISO 50001 و IEC 62443 طراحی شده است. این سیستم، از حسگرهای فیزیکی (مانند سنسورهای جریان برق، دما، رطوبت، حضور، حرکت، CO2 و…) داده جمعآوری میکند، آنها را از طریق شبکههای ارتباطی (مثل Zigbee یا LoRaWAN) به یک پلتفرم مرکزی میفرستد، سپس با استفاده از الگوریتمهای پیشرفته، آن دادهها را تحلیل میکند و در نهایت، دستورات کنترلی را به اجراکنندههای فیزیکی (مانند کلیدهای هوشمند، درایورهای LED یا کنترلرهای تهویه) ارسال میکند. این چرخه، هر چند ثانیه یا دقیقه تکرار میشود.
تفاوت کلیدی EMS با سیستمهای دیگر (مثل BMS یا سیستمهای کنترل تهویه ساده) این است که EMS یاد میگیرد، نه اینکه فقط اجرا کند. یاد میگیرد که شما هر روز ساعت ۷ صبح بیدار میشوید، هر دوشنبه شب از خانه بیرون میروید، و هر بار که باران میبارد، دمای داخلی را ۱ درجه بالاتر میبرید. این یادگیری، با استفاده از دادههای تاریخی و تکنیکهای یادگیری ماشین انجام میشود، نه با تنظیمات دستی.
در ساختمانهای بزرگ، EMS حتی با شبکه برق ملی ارتباط برقرار میکند. وقتی برق در ساعات اوج گران است، EMS به طور خودکار بارهای غیرضروری را کاهش میدهد. مثلا شارژر خودروی الکتریکی را تا ساعت ۱۱ شب به تعویق میاندازد. این کار، هزینه تمام شده را برای شما ارزانتر میکند و به شبکه برق کمک میکند تا از بحران قطعی جلوگیری کند.
چرا مدیریت انرژی امروز بحرانی است؟
اگر امروز سوال بپرسید که چه چیزی در دنیا، بیش از جنگ، بیماری یا بحران اقتصادی، هزینههای انسانی و مالی را میبرد، پاسخ بسیاری از متخصصان، مصرف بیهدف انرژی خواهد بود. دنیا در حال مصرف ۲۰ میلیارد تن فرآورده نفتی در سال است. بیش از ۴۰٪ این مصرف، فقط برای گرمایش، سرمایش، نورپردازی و تجهیزات در ساختمانها است. این عدد، معادل ۲۰۰ میلیون ماشین شخصی است که هر روز ۲۴ ساعت در حال رانندگی هستند.
در ایران، وضعیت نگرانکنندهتر است. طبق آمار وزارت نیرو، ساختمانهای مسکونی و اداری، بیش از ۶۰٪ از مصرف برق ملی را به خود اختصاص میدهند. لامپهایی که فراموش شدهاند که خاموش شوند، کولرهایی که با پنجره باز کار میکنند، سیستمهای گرمایشی که بدون کنترل دما ۲۴ ساعت روشن هستند و سیستمهای نورپردازی که حتی در روز هم روشن میمانند.
این تلفات، فقط پولی و مالی نیستند. اینها کربن هستند. هر کیلووات برق تولید شده از سوختهای فسیلی، حدود ۰٫۸ کیلوگرم CO2 تولید میکند. در ایران، که بیش از ۹۰٪ برق از گاز، نفت و آب تولید میشود، این عدد بسیار بالاتر است. هر سال، ساختمانهای ایران بیش از ۱۰۰ میلیون تن CO2 تولید میکنند. این رقم، بیشتر از تمامی کارخانههای صنعتی کشور با هم است.
در جهان، این مسئله به بحران تبدیل شده است. تغییرات آب و هوایی، نه یک پیشبینی، بلکه یک واقعیت است. گزارش IPCC (پیشگویی تغییرات آب و هوایی سازمان ملل) نشان میدهد که اگر تا سال ۲۰۳۰، مصرف انرژی در ساختمانها کاهش نیابد، دمای جهانی بیش از ۱٫۵ درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت. نقطهای که از آن، تغییرات غیرقابل برگشت در طبیعت آغاز میشود. یعنی گرمای خطرناک، خشکسالیهای طولانی، سیلهای ناگهانی و تخریب زنجیره تامین غذا در جهان.
اما بحران اقتصادی هم ناگفته نماند. در ایران، هزینههای دولت برای تامین برق و گاز، سالانه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار است. این پول، از جیب شما پرداخت میشود. اگر هر خانهای فقط ۱۰٪ انرژی خود را صرفهجویی کند، کل ایران میتواند یک نیروگاه ۱۰۰۰ مگاواتی را نیرورسانی کند. یعنی یک نیروگاه کامل با این عظمت، با تمام تجهیزات، کارگران، نگهداری و سوخت، بر اثر سو مصرف و عدم صرفهجویی کاملاً از بین برود.
این بحران، نه یک چالش برای آینده، بلکه یک بحران امروزی است. هر بار که یک لامپ را فراموش میکنید، هر بار که کولر را در دمای ۱۸ درجه تنظیم میکنید، هر بار که یک سیستم گرمایشی را بدون کنترل روشن میگذارید، شما در حال ساختن یک آینده ناپایدار هستید. EMS تنها راهی است که این چرخه را متوقف میکند. نه با اقدامات کوچک، بلکه با یک تغییر ساختاری در نحوه تفکر و ریکرد فرهنگی ما نسبت به انرژی.

اجزای فنی یک سیستم مدیریت انرژی (EMS)
یک سیستم مدیریت مصرف انرژی یا EMS، مثل یک انسان است که چشم، گوش، مغز، دست و پا دارد. اگر هر یک از این اندامها ناقص باشد، سیستم کار نمیکند. اجزای فنی EMS، دقیقا همین چهار بخش را دارند: حسگرها یا سنسورها (چشم و گوش)، شبکههای ارتباطی (عصبها)، پلتفرمهای پردازشی (مغز)، و اجراکنندهها یا عملگرها (دست و پا).
اول، حسگرها: سنسورها فقط یک دستگاه ساده نیستند. یک حسگر جریان برق، میتواند میزان مصرف هر دستگاه را به صورت لحظهای اندازهگیری کند. حسگرهای دما، هم دمای اتاق را میسنجند، و هم دمای دیوار، کف و سقف را نیز میتوانند ثبت میکنند. چون گرمای از دیوارهایی که به صورت صحیح عایقبندی نشده باشند نیز به شکل وسعی تلف میشود. حسگرهای نور، میدانند که آیا نور طبیعی کافی است یا نه و در نتیجه، لامپها را فقط در صورت نیاز روشن میکنند. سنسورهای حضور، تشخیص میدهند که آیا در اتاق کسی هست یا نه و این داده، برای کنترل تهویه بسیار حیاتی است.
دوم، شبکه ارتباطی: این شبکهها عصبهای سیستم هستند. اگر دادهها نتوانند به مغز برسند، سیستم کور است. در خانههای کوچک، از شبکههای بیسیم مانند Zigbee و Bluetooth LE استفاده میشود. در ساختمانهای بزرگ، از استانداردهای صنعتی مانند BACnet و Modbus استفاده میشود، که امکان اتصال هزاران دستگاه را فراهم میکنند. در ساختمانهای مه دسترسی به اینترنت ممکن نیست یا سخت میباشد، از LoRaWAN استفاده میشود، که میتواند داده را تا ۱۰ کیلومتر بدون نیاز به روتر ارسال کند.
سوم، پلتفرم پردازش: اینجا مغز EMS فعالیت میکند. دادههای جمعآوری شده، به یک سرور مرکزی یا ابری (Cloud) میرسند، اما نه همهشان. در سیستمهای پیشرفته، از Edge Computing استفاده میشود. یعنی تحلیل اولیه دادهها، مستقیما روی دستگاههای محلی انجام میشود. این کار، تاخیر را کاهش میدهد و امنیت را افزایش میدهد. مثلا اگر حسگر حضور تشخیص دهد که ۱۰ نفر در اتاق هستند، کنترلر محلی بلافاصله تهویه را تقویت میکند، بدون اینکه بخواهد به داده را به ابر بفرستد و ۲ ثانیه صبر کند تا نتیجه برگردد.
چهارم، عملگرها: اینها دست و پای سیستم هستند. یک کلید هوشمند، یک لامپ را خاموش میکند. یک درایور LED، شدت نور را به صورت تدریجی کاهش میدهد. یک کنترلر تهویه، دمای هوای خروجی را تغییر میدهد. یک شارژر هوشمند، شارژ باتری را به ساعت ارزانتر برق منتقل میکند. این عملگرها، فقط دستورات را اجرا نمیکنند، بلکه تغییرات را نیز گزارش میکنند.
این چهار لایه، باید به صورت هماهنگ کار کنند. یک سنسور بیکیفیت، دادههای اشتباه میدهد. یک شبکه ضعیف، داده را از دست میدهد. یک مغز کند، نمیفهمد. یک عملگر مشکلدار، دستورات را اجرا نمیکند. EMS، فقط وقتی کار میکند که همه اجزا با کیفیت و هماهنگی باشند و این، دقیقا همان چیزی است که یک سیستم EMS موفق را از یک سیستم “هوشمند اما ناقص” متمایز میکند.
ارتباط EMS با اینترنت اشیا (IoT) و دیجیتالیسازی ساختمانها
حالا اگر EMS مغز باشد، اینترنت اشیا (IoT) عصبهایش است. بدون IoT، EMS نمیتواند چشمها، گوشها و دستها را داشته باشد. IoT به معنای این است که هر تجهیز در ساختمان، یک دستگاه هوشمند و متصل به اینترنت باشد. یک لامپ، یک کولر، یک پنجره، یک یخچال هوشمند، یک لوله آب، یک سیستم تهویه، همه میتوانند داده بفرستند و دستور بگیرند. این تغییر، انگار به یک خانه قدیمی حیات میبخشد. یک خانه قدیمی، یک جعبه بسته است. یک خانه هوشمند متصل به اینترنت اشیا، یک موجودیت زنده است که تنفس میکند، دمایش را تنظیم میکند و حتی میداند که چه کسی در خانه است.
این اتصال، از طریق پروتکلهای خاصی انجام میشود. یکی از محبوبترین آنها، Zigbee است که برای خانههای هوشمند ایدهآل است، چون مصرف بسیار کمی دارد و میتواند بیش از ۱۰۰ دستگاه را در یک شبکه متصل کند. دیگری LoRaWAN است، که برای ساختمانهای بزرگ یا شهرهای هوشمند مناسب است، چون میتواند داده را تا ۱۰ کیلومتر بدون نیاز به روتر ارسال کند. در ساختمانهای تجاری، از BACnet و KNX استفاده میشود، که استانداردهای صنعتی معتبری هستند و امکان اتصال دستگاههای مختلف از تولیدکنندگان متفاوت را فراهم میکنند.
اما چالش اصلی، همگامسازی است. یک ساختمان قدیمی، ممکن است دارای کولرهایی باشد که سال ۲۰ سال پیش ساخته شدهاند و اصلا قابلیت اتصال به اینترنت ندارند. اینجا، هابهای ترجمهکننده یا مفسر (گیتویها) وارد میشوند. این دستگاهها، سیگنالهای قدیمی (مثلا Modbus) را به سیگنالهای جدید (مثلا MQTT) تبدیل میکنند، بدون اینکه لازم باشد کل سیستم تعویض شود.
هزینهها و دوره بازگشت سرمایهگذاری (ROI) در EMS
بسیاری از افراد، وقتی اولین بار با EMS آشنا میشوند، میپرسند: این همه تجهیزات، این همه نرمافزار چقدر هزینه میبرد؟ و این سوال، کاملا طبیعی است. اما پاسخ، همانطور که در اقتصاد میگویند، هزینه نیست، سرمایهگذاری است.
در خانههای مسکونی، یک سیستم EMS پایه، شامل ۵ سنسور دما، ۳ کلید هوشمند، یک درایور LED و یک اپلیکیشن کنترل، چند میلیون تومان هزینه دارد. یک سیستم کامل با باتری خانگی، اتصال به پنل خورشیدی و الگوریتمهای پیشرفته، ممکن است تا صدها میلیون تومان هزینه داشته باشد. اما نتیجه؟ میانگین کاهش مصرف برق در این خانهها، میتواند ۲۵ تا ۴۰٪ باشد.
فرض کنید یک خانواده در تهران، هر ماه ۱۵۰ هزار تومان برق میپردازد. با کاهش ۳۰٪، این رقم به ۱۰۵ هزار تومان میرسد. یعنی ۴۵ هزار تومان صرفهجویی در ماه. در یک سال، ۵۴۰ هزار تومان. در ۱۰ سال، بیش از ۵ میلیون تومان. یعنی در ۱۰ ماه، سرمایهگذاری خود را بازیابی کردهاید و از آن به بعد، همه پولهای صرفهجویی شده، سود خالص شماست.
اما ارزش اقتصادی فقط در برق نیست. یک ساختمان با EMS، ارزش بازاری بالاتری دارد. در اروپا، ساختمانهای هوشمند و سبز، ۲۰ تا ۳۰٪ ارزش بیشتری نسبت به ساختمانهای معمولی دارند. در ایران هم، این روند شروع شده است، خانههای هوشمند، در بازارهای تهران و شهرهای بزرگ، سریعتر پذیرفته میشوند. علاوه بر این، هزینههای نگهداری کاهش مییابد. یک کولر که به صورت هوشمند کنترل میشود، کمتر فشار میکشد. یک لامپ LED که فقط زمانی روشن میشود که نیاز است، ۵ برابر طولانیتر کار میکند.

امنیت، حریم خصوصی و چالشهای قانونی سیستم مدیریت انرژی EMS
یک سیستم مدیریت انرژی هوشمند EMS تنها به کنترل مصرف برق و گرمایش نمیپردازد؛ بلکه با جمعآوری دادههای دقیق و مداوم از رفتار روزانه شما یک تصویر بسیار شخصی و حساس از زندگی شما ترسیم میکند. این دادهها، که به ظاهر ساده و بیضرر به نظر میرسند، در دست دزدان و سازمانهای ناامن، میتوانند به ابزاری قدرتمند برای نقض حریم خصوصی تبدیل شوند.
اگر سیستم تشخیص دهد که در اتاق خواب شما دستگاهی با مصرف برق منحصربهفرد فعال است، میتواند حدس بزند که شما یا یکی از اعضای خانوادهتان دچار بیماری تنفسی هستید؛ اگر سه روز متوالی هیچ فعالیتی در خانه ثبت نشود، میتواند نتیجهگیری کند که خانه خالی است و احتمالا شما به سفر رفتهاید.
شاید ترسناک به نظر برسد، شاید یک تهدید واقعی و در حال تکامل است که با هر دستگاه متصلی که به شبکه EMS وصل میشود، عمیقتر و پیچیدهتر میگردد. امنیت این سیستمها سه لایه حیاتی دارد: اول، امنیت حسگرها یا سنسورها و عملگرها یا اکچویتورها که باید از دستکاری و هک فیزیکی محافظت شوند؛ دوم، امنیت انتقال دادهها بین این دستگاهها و پلتفرم مرکزی که نیازمند رمزگذاری پیشرفته مانند TLS 1.3 است و سوم، امنیت پایگاه دادههای ابری که باید در برابر حملات DDoS و نفوذهای سایبری مقاوم باشند. با این حال، در ایران، هیچ قانون جامعی وجود ندارد که تعیین کند چه کسی مالک این دادههای حیاتی است.
در حالی که در اروپا قانون GDPR به شما حق کنترل، دسترسی و حذف دادههایتان را میدهد، در ایران این مسئله در حاشیه قانونی قرار دارد و حتی مفهوم «حریم خصوصی دادههای انرژی» به عنوان یک حق شناخته نشده است. همچنین، بسیاری از سیستمهای قدیمی که هنوز در خانهها و ساختمانها نصب شدهاند، از پروتکلهایی مانند Modbus بدون رمزگذاری که بروزرسانی نشدهاند استفاده میکنند که هک آنها مانند باز کردن یک قفل کاغذی است؛ حتی یک هک ساده میتواند با تنظیم دمای کولر به ۱۰ درجه در زمستان، زندگی را مختل کند و یا با روشن کردن تمام لامپها در شب، خانه را به برای سرقت مهیا کند و یا با تخلیه باتری ذخیرهسازی، خانه را در زمان بحران برق بدون منبع تغذیه اضطراری رها کند.
بنابراین، نصب EMS تنها یک انتخاب فنی یا اقتصادی نیست، بلکه یک تصمیم اخلاقی و امنیتی است که نیازمند انتخاب تجهیزات معتبر با استانداردهای جهانی، نصب فایروال محلی، رمزگذاری ارتباطات، و انتخاب تامینکنندگانی با سابقه امنیتی است، اما مهمتر از همه، نیازمند آگاهی و آموزش مالکان است؛ چرا که امنیت، نه در کدهای پیچیده، نه در سختافزارهای گرانقیمت، بلکه در آگاهی فردی و مسئولیتپذیری جمعی شکل میگیرد.
آینده EMS از هوش مصنوعی تا خانههای خودتولیدکننده
آینده مدیریت انرژی دیگر در ساختمانهای هوشمندی نهفته نیست که صرفا مصرف خود را بهینه میکنند، بلکه در خانههایی است که به طور فعال در تولید، ذخیره و تبادل انرژی شرکت میکنند. خانههایی که با نصب پنلهای خورشیدی، برق را برای خود تولید میکنند و با استفاده از باتریهای پیشرفته، آن را در ساعات کممصرف ذخیره کرده و در ساعات اوج تقاضا، به شبکه برق بازگردانند خانههایی که در زمان قطعی برق، به صورت خودکار از شبکه جدا شده و با منابع محلی خود، تامین انرژی را ادامه میدهند و به یک نود مستقل و هوشمند در شبکه انرژی توزیعشده تبدیل میشوند.
در این دنیای جدید، EMS فقط یک کنترلر هوشمند نیست، بلکه مغز یک سیستم عامل جهانی است که به صورت لحظهای، تعادل بین تولید و مصرف را در سطح محلی و شهری مدیریت میکند. سیستم، فقط دستورات فنی را اجرا نمیکند، بلکه به عنوان یک کارگردان اقتصادی و اکولوژیک، تصمیم میگیرد که چه زمانی برق را ذخیره کند، چه زمانی آن را به همسایه بفروشد و چه زمانی از شبکه مرکزی کمک بگیرد. در این مدل، هر خانه یک کسبوکار کوچک انرژی است.
در شهرهای بزرگ، این خانههای فعال، به شبکههای هوشمند متصل میشوند و در زمان بحران برق، با دریافت دستور از EMS مرکزی، به صورت خودکار ۱۰ درصد برق خود را به شبکه تزریق میکنند، نه به زور، بلکه به عنوان یک معامله منطقی که هم به ایمنی جامعه کمک میکند، هم مالک خانه را به طور مستقیم از طریق پرداختهای دیجیتال بهرهمند میسازد. این داستان، یک تصور آیندهنگرانه نیست. در آلمان، امروزه ۳۰ درصد از خانهها به طور فعال Prosumer هستند و در ایالات متحده، هر سال بیش از ۲۰۰ هزار خانه جدید به این مدل میپیوندند.
در ایران، با وجود آفتاب فراوان، نیاز بالای انرژی و ناپایداری قیمت برق، شرایط ایدهآلی برای تبدیل شدن به یکی از پیشروترین کشورهای جهان در این زمینه وجود دارد. اگر فقط این تغییر را به عنوان یک فرصت فنی نپذیریم و به عنوان یک انقلاب اجتماعی و اقتصادی ببینیم.
نتیجهگیری
آینده سیستمهای مدیریت انرژی (EMS) در گذشتن از مدل مصرفمحور به سمت مدل تولید-توزیع-ذخیرهسازی توزیعشده نهفته است. در این چارچوب، خانهها و ساختمانها دیگر صرفا مصرفکننده نهایی انرژی نیستند و به واحدهای فعال تبدیل میشوند که با استفاده از منابع تجدیدپذیر مانند پنلهای خورشیدی، برق تولید کرده، آن را در باتریهای محلی ذخیره میکنند و در شرایط مناسب، اضافه انرژی خود را به شبکه برگردانند.
این مدل، که به صورت رایج در کشورهای پیشرفته با نام Prosumer (تولیدکننده-مصرفکننده) شناخته میشود، با تکیه بر EMS هوشمند، امکان کنترل دقیق تولید، مصرف و تبادل انرژی را فراهم میکند. در این سیستم، EMS به عنوان یک ابزار کنترلی عمل میکند و به عنوان یک پلتفرم هوشمند تصمیمگیری، با تحلیل دادههای لحظهای، قیمتهای پویای برق، شرایط آب و هوا و نیازهای شبکه، اولویتبندیهای اقتصادی و عملیاتی را تعیین مینماید.
در برخی مناطق، این تبادل حتی از طریق فناوریهای مبتنی بر بلاکچین و بدون واسطه مالی انجام میشود، که به مالکان امکان میدهد به صورت مستقیم و شفاف از برق تولیدی خود بهرهمند شوند. در سطح شهری، این واحدهای فعال با شبکههای هوشمند ارتباط برقرار کرده و در زمانهای بحرانی یا اوج تقاضا، به صورت خودکار بخشی از تولید خود را به شبکه تزریق میکنند. این تحول، از نظر فنی، نیازمند ادغام پیشرفته سیستمهای تولید تجدیدپذیر، باتریهای ذخیرهسازی پیشرفته و الگوریتمهای پیشبینی و بهینهسازی است و از نظر ساختاری، منجر به کاهش وابستگی به نیروگاههای مرکزی و افزایش توزیعپذیری و انعطافپذیری شبکه برق میشود.
در ایران، با توجه به پتانسیل بالای انرژی خورشیدی، نیاز مداوم به برق و ناپایداری قیمتهای تامین انرژی، شرایط مناسبی برای تحقق این مدل وجود دارد. با این حال، تبدیل این پتانسیل به واقعیت، مستلزم سیاستگذاری دقیق، تدوین استانداردهای فنی و مالی مناسب و توسعه زیرساختهای لازم برای اتصال و تبادل انرژی بین کاربران است. بنابراین آینده EMS، در انتقال از یک سیستم کنترلی متمرکز به یک شبکه هوشمند و توزیعشده نهفته است و حالا که مسائل مربوط به ناترازی هم به چالشها اضافه شده، شاید انتخاب دیگری به جز بروزرسانی شبکه ها به سیستمهای غیر متمرکز EMS امروزی باقی نمانده است.







